زندگی یعنی

 زندگی یعنی


«ساده زیستی حضرت زهرا سلام الله»

امام باقر عليه السّلام فرمودند:

به راستى شيعيان على(عليه السلام) بردباران و دانشورانند كه لب به ياد خدا تر دارند و بر چهره هاشان رنگ عبادت و ساده زيستى پيداست.
اصول كافى، ج 3، ص 332.

پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) تشریف بردن خانه حضرت فاطمه (علیها السلام) و دیدند که آن حضرت لبای خشن از پشم شتر به تن کرده و در حال آسیا کردن جو یا گندم هستند و فرزند صغیر خود را نیز شیر می دهند، اشک در چشمان رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) شد و فرمودند:
دخترم تلخی دنیا را در مقابل شیرینی آخرت تحمل کن،

حضرت زهرا عرض کردند: ای رسول خدا حمد خدایی را در مقابل نعمتهایی که داده شده و شکر بر او در مقابل همه آن نعمتی که به ما ارزانی داشته است.

بحارالانوار، ج 43، ص 86

سلمان فارسی می گوید: روزی حضرت فاطمه (س) را دیدم که چادری وصله دار و ساده بر سر دارد. در شگفت ماندم و تعجب کردم، گفتم: عجبا! دختران پادشاه ایران و روم بر کرسی های طلایی می نشینند و پارچه های زربافت به تن می کنند و این دختر رسول خداست که نه چادرهای گران قیمت بر سر دارد و نه لباس های زیبا. فاطمه (س) پاسخ داد: ای سلمان! خداوند بزرگ لباس های زینتی و تخت های طلایی را برای ما در روز قیامت ذخیره کرده است.

حضرت زهرا (س) سپس به محضر پيامبراکرم (صلى الله عليه و آله) آمدند و گفتند:
یا رسول اللّه سلمان از لباس ساده من تعجب مى کند! قسم به خدایى که تو را به پیامبرى برانگیخته است، مدت پنج سال است که زیرانداز شبانه من و على پوست گوسفندى است که روزها علوفه شترمان را بر روى آن مى ریزیم، و شب ها بر روی او میخوابیم و بالش ما نیز قطعه پوستى است که درون آن از لیف درخت خرماست.

بحارالانوار ج43 ص 87