زندگی یعنی

 زندگی یعنی


«با مردم به نیکی سخن بگویید.»

سوره مبارکه بقره آیه ۸۳

سعدبن‌معاذیکی از بهترین اصحاب و یاوران پیامبرصلّی الله علیه وآله وسلّم بود،او بزرگ و آقای انصار واز نخستین کسانی از مردم مدینه بود،که اسلام آورد و پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم را به مدینه دعوت کرد،او بازوی ولایت و رسالت بود.
وقتی که خبر رحلت سعدبن‌معاذ را به پیامبر دادند،آن حضرت به سرعت با پای پیاده و برهنه به سوی جنازه سعدبن معاذ شتافتند در حالی که در بین راه عبا از دوش مبارکشان افتاد و حضرت اعتنایی نکردند.

به هنگام تشییع جنازه سعدبن معاذ دیدند که رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلّم در پشت تابوت،سمت راست تابوت، جلوی تابوت و سمت چپ تابوت حرکت می‌کنند.پرسیدند:یا رسول الله، این چه حالی است که از شما می‌بینیم؟!فرمودند:
به خدا، دستم در دست برادرم جبرائیل است که مرا دور تابوت سعدبن معاذ طواف می‌دهد.اینک جبرائیل و میکائیل به همراه هفتاد هزار ملک در تشییع جنازه سعد کرده‌اند.

پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله وسلّم با دست مبارک خویش بدن مطهر سعد را درون قبر گذاشت وبرای او از خداوند طلب مغفرت فرمود.
مادر سعدبن معاذوقتی این صحنه را دید،خطاب به فرزندش سعدبن معاذگفت:یا سعد،هنیئاً لَکَ الجنّةُ: فرزندم، بهشت گوارای وجودت باد.

پیامبرصلّی الله علیه وآله وسلّم با شنیدن این جمله چهره درهم کشیدوبا ناراحتی و عتاب فرمود:مادر سعدبن معاذ!درباره امر پروردگار این‌گونه با قاطعیت سخن مگو!همینک قبر،چنان فشاری بر فرزندت سعد وارد ساخت که شیری که در دوران کودکی از سینه تو نوشیده بود،از سر انگشتانش خارج شد.

همه مات و مبهوت مانده بودند،آخر چرا؟کسی که هفتادهزار ملک به تشییع جنازه‌اش آمده‌اندو پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم با دست خویش او را دفن کرده و برایش طلب مغفرت فرموده‌اند،چرا باید چنین فشار قبری داشته باشد؟حضرت در پاسخ فرمودند:
آری،برای آن که اخلاقش با اهل و عیالش اندکی بد بوده است.

بحار الانوار جلد۲۱صفحه۲57