زندگی یعنی

 زندگی یعنی


جلب ترحم.......هرگز

زن می گفت در مانده شده ام . موقع گفتن این جمله جوری دستهایش را مشت می کرد که انگار تمام رنج هایش را در مشتش گرفته است و با تمام قدرت می فشاردشان.

باصدایی آهسته و خسته ادامه داد : دختر خانه که بودم برای فرار از اوضاع نابسامان منزل ، تمام هوش و حواسم را به درسم می دادم. پدرم گاهی به بهانه های واهی مادرم را زیر مشت و لگد می گرفت . مادرم هم کم نمی آورد . تندی می کرد . جواب پدرم را می داد . بعضی وقتها دستش را روی نقطه ضعف های پدر می گذاشت و بر تنش های خانه اضافه می کرد . پدر ، تربیت را در کتک زدن می دید . در داد و بیداد کردن . سعی می کرد با مرافعه های گاه و بیگاهش ما را به خیال خودش تربیت کند . توی خانه ی پدر کم کتک نخورده بودم . تحقیر می شدم . کم کم به این نتیجه رسیدم که بهتر است ازدواج کنم تا شاید به این وسیله به آرامش برسم. بعدادامه داد الان هفت سال است که ازدواج کرده ام . همسرم مرد بدی نیست . اما هیچ وقت در هیچ کاری مرا سهیم نمی کند. هیچ وقت نظر مرا نمی پرسد . خانه مان را می فروشد بدون آنکه من بدانم . خانه می خرد بدون آنکه من متوجه شوم . ماشینش را عوض می کند و من بی خبرم. انگار من در خانه اش فقط مسئول شست و شو و پخت و پز هستم . حتی مرا در تربیت فرزندمان هم قابل نمی داند . ترجیح می دهد با دیگران مشورت کند . ترجیح می دهد از آنها نظر بخواهد . گاهی تلاش می کنم ترحم فرزند شش ساله ام را جلب کنم .برایش از سختی های زندگی ام می گویم .

:o:انگار برق به من وصل کرده باشند ، سرم را به سرعت بلند کردم . این کار را در مورد همسرتان هم کرده اید ؟ زن کنجکاوانه نگاهم کرد و گفت : بله . همان اوایل ازدواج شرح مفصلی از تمام سختی های خانه ی پدری ام برایش گفته بودم . از تحقیر ها ، توهین ها و کتک ها گفته بودم . یکبار هم برایش یک نامه نوشتم . به او گفتم که مادرم همیشه درگیر با پدرم بود و پدرم هم مرا از کتک هایش بی نصیب نمی گذاشت . به او گفته بودم تو هم برایم شوهر باش و هم پدر .

روی صندلی وا رفتم . حالا همه چیز روشن شده بود . به روشنی روز . روی کاغذ کنار دستم نوشتم :
زن باید در خانه پدری اش گرامی داشته شود . تا در منزل همسرش هم گرامی باشد . اما اگر احیانا" غیر از این شد به یاد داشته باشید هرگز از گرفتاری ها و حقارتهایی که در منزل پدر کشیدید پیش مرد حرفی نزنید . چرا که همواره به شما به چشم موجودی حقیر و بی ارزش نگاه می کند که توانایی مشورت در امور مهم زندگی مشترک را ندارد . توانایی تربیت فرزندش را ندارد. هرگز سعی نکنید ترحم فرزندانتان را جلب کنید یادتان باشد که بچه ها به مادرانی قدرتمند نیاز دارند که بتوانند در لحظات بحرانی از آنها کمک و مشاوره بگیرند.